خرید بک لینک

درباره سایت

داستان ما❤

امکانات وب

بعد تقریبا دو سال یهو دیشب اینجارو یادم اومد :)) پستای قبلو حذف کردم همرو جز پست اول !

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

چقد صدای بعضی از ادما و لهجه هاشون میتونه دوست داشتنی باشه :))

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

این چند وقت انقدر کارام تلنبار شد بدون لپ تاپ از ظهر هر چی انجامشون میشم تموم نمیشن :( چشمام داره در میاد دیگه :((

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

اون کیه که دستش به کم غذا پختن نمیره ؟ معلومه که اون منم :|

من امروز طبق معمول هر هفته باید ناهار میپختم بعد واسه ۳ نفر بود دیگه ، اما غذایی که من پختم میتونه ۱۰ نفرو سیر کنه حداقل :|

اندازه دو بشقاب که بردم واسه همسایه رو به رویی که حاملس ( بوش میپیچه گفتم شاید دلش بخواد )

هنوز مونده :|

در به در ادمم بیاد اینارو بخوره ، دو تا از دوستام میگن با اسنپ بفرستم واسشون ، انگار باید همینکارو کنم !

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

بابا داشت در مود پسر یکی از دوستاش میگفت : این بنده خدا میادو اواسط 98 چند صد میلیون میذاره توی بورس بعد خب سود میکنه و اینها تا اسفند ، اسفند وقتی میبینه اوضاع بازار خیلی خوبه از باباهه و داداشاشو و دوستاش و ... پول میگیره و میگه با سودش بهشون بر می

برچسب: نویسنده: هلیا قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:20

صفحه بندی